تبليغاتX
تاپوریا - سیر تحول تاریخی زبان مازندرانی
زبان مازندرانی به عنوان یکی از کهن ترین زبانهای ایرانی دارای تاریخ و ادبیات ویژه ای است که متاسفانه در کنار انزوایش دیگر به آن توجه نمی شود. همانطور که در اولین پست این وبلاگ گفتم مازندرانی حتی یک زبان محسوب نمی شود چه برسد به آنکه بخواهند برای آن تاریخ و ادبیات متصور باشند. در این نوشتار مازندرانی در سه دوره مورد بررسی قرار می گیرد:
1-در ابتدای پیدایش این زبان
2-در دوران استقلال و اقتدار پادشاهی تبرستان
3-در دوران معاصر
مازندرانی زبانی بازمانده از پارتی است بر خلاف تصور رایج که دنباله زبان پهلوی خوانده می شود. زبان های ایرانی به دو دسته تقسیم می شوند که شامل غربی و شرقی است و مازندرانی در شاخه غربی جای دارد و از زیرشاخه شمال غربی آن است. از شاخص ترین زبانهای هم خانواده مازندرانی گیلکی، کردی و تالشی است که تنها کردی در این میان زبانی رسمی است و مازندرانی و گیلکی هم چنان با وجود عدم توجه اکثریت نسل جوان قومیت مازندرانی و گیلک گویش میشوند. تالشی که تحت تاثیر شدید ترکی آذربایجانی است. اینکه مازندرانی در چه زمانی به عنوان یک زبان پدیدار شد جای بحث بسیار دارد. زبان پهلوی اشکانی در دوره فرمانروایی پارتیان بر ایران رواج داشته و خود دنباله زبان مادی است. در تاریخ طبرستان و رویان میرظهیرالدین مرعشی آمده است که یکی از پادشاهان ساسانی زنی مازندرانی داشت که در داستان ازدواج پادشاه با این زن اشاره کرده که مردم مازندران زبانی خاص خود را دارند. پس می توان نتیجه گرفت که از دوره ساسانی تقریبا مازندرانی به صورت یک زبان درآمد و استفاده از آن در دوره های بعدی رواج بیشتری یافت.
آموزش درس تاریخ در ایران به صورت بسیار ناقص صورت می پذیرد و به بسیاری از حقایق پرداخته نمی شود کتاب های تاریخ مدارس ما ارزش خواندن ندارند چون شرایط واقعی ایران و منطقه در دوران گذشته را به خوبی توصیف نمی کنند. در مورد دودمان های محلی که بر مازندران حکومت کرده اند تنها از علویان طبرستان نام برده اند که سلسله ای کم دوام و بدون اقتداری نسبی در استان بوده است و عملا دانش آموزان از سلسله هایی همچون باوندیان و پادوسبانان هیچ نامی نشنیده اند حتی دانش آموزان مازندرانی که باید تاریخ محلی سرزمین خود را بدانند. واقعیت آن است که از زمان ورود اسلام به ایران تا زمان تحکیم صفویه توسط شاه عباس اول مازندران و گیلان توسط دودمان های محلی با استقلال نسبی و حتی گاهی با استقلال مطلق اداره می شده اند. این دولت ها به دلیل برخودرای از هویتی بومی از زبان و فرهنگ مازندرانی پشتیبانی می کردند. در واقع در این دوران زبان رسمی مازندران، مازندرانی بود که کاربردی رسمی در دستگاههای دولتی داشت. نگارش کتابهایی چون مرزبان نامه و نیکی نامه به مازندرانی توسط مرزبان بن رستم بن شروین از شاهزادگان باوندی نشان دهنده آن است که برخلاف امروزه که در میان قشر تحصیلکرده و مرفه جامعه، مازندرانی کاربردی ندارد در آن دروان یک زبان نوشتاری بود. حالا که نام باوندیان به میان آمد باید به این نکته هم اشاره کنم که این دولت همواره پشتیبان زبان و فرهنگ مازندرانی بوده است. کتاب باوندنامه که تاریخ مازندران است به مازندرانی نیز با حمایت این دولت نوشته شده است و در واقع کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار ترجمه این کتاب است به عربی. مورد دیگری که در تاریخ مازندران به کاربرد زبان مازندرانی بر می خوریم توسط مازیار است که به خلیفه گفته شد نامه های مازیار به زبان وی نوشته شده است و باید به عربی ترجمه شود. قطعا زبان مازیار مازندرانی است. یکی از دولت هایی که از مازندرانی استفاده نکرد علویان بود که اصولا به فرهنگ های بومی توجه نداشت و چندان دوام نیاورد و ثباتی نیز نداشت.
با برچیده شدن حکومت های محلی به دست شاه عباس اول از صفویان زبان مازندرانی رسمیت خود را از دست داد و البته در میان مردم جایگاه خود را حفظ کرد. در واقع مازندرانی از زمانی ضربه خورد که رسانه هایی هم چون رادیو، روزنامه و تلویزیون به جامعه ما راه پیدا کرد. من نمی گویم که پیشرفت فناوری اطلاعات ما را به عقب راند بلکه این ضربه ناشی از نبود قوانین مناسب، تنوع اندیشی و عدم تعصب برای توسعه فرهنگ و زبان مادری در دنیای مدرن بود. البته اکنون ردیچه ای جدید برای مازندرانی گشوده شده است و اینترنت این دنیای مجازی به شما اجازه بیان واقعیت هایی را می دهد که در دنیای واقعی دروغ جلوه داده می شوند. امید است که مازندرانی هم پای این رسانه که اکنون فراگیر شده است به حیات خود ادامه دهد.

+ نوشته شده توسط فیروز مازندرانی در دوشنبه پنجم بهمن 1388 و ساعت 6:59 |